اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

491

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

وفا كردن نيكو است و آن از دين شما نيكوتر است . پس عجيف براى آنها امان گرفت و آنجا را فتح كرد و مسلمين را در آن ساكن نمود . مامون در سال 218 به دمشق رفت و مردم را درباره عدل و توحيد امتحان كرد و نوشت تا فقها را از عراق و جز آن احضار كنند و آنان را درباره مخلوق بودن قرآن امتحان نمود و هر كه را از گفتن اينكه قرآن مخلوق نيست ، امتناع ورزيد كافر شمرد و نوشت تا گواهى او پذيرفته نگردد و جز چند نفرى همگى بدان قائل شدند . مامون در سر نامه هاى خود نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم ، و نخستين كس بود كه بسم الله را در سر نامه هاى خلفا نگاشت ، و بعد از هر نمازى تكبير گفت و آن سنت گشت و باقى ماند ، و در اوقات نمازها پرچم را بگردانيد و مقصوره ها [ 1 ] را از مساجد جامع برداشت و گفت : اين روشى است كه معاويه آن را احداث كرده است . بشر بن وليد كندى قاضى مامون در بغداد ، مردى را كه بدشنام دادن ابو بكر و عمر متهم شده بود ، زد و او را بر شترى گردانيد ، پس چون مامون از راه رسيد فقها را احضار كرد و گفت : اى بشر ، من در قضيه تو نظر كردم و چنان يافتم كه در اين كار پانزده خطا كرده اى . سپس روى به فقها آورد و گفت : آيا در ميان شما كسى هست كه بر آن واقف باشد ؟ گفتند : اى امير المؤمنين آن چيست ؟ گفت : اى بشر ، چرا اين مرد را حد زدى ؟ گفت : بدشنام دادن ابو بكر و عمر . گفت : طرفهاى او نزد تو حاضر شدند ؟ گفت : نه . گفت : تو را وكالت داده‌اند ؟ گفت : نه . گفت : حاكم را مىرسد كه متهم را بدون حضور خصمى حد زند ؟ گفت : نه . گفت : مطمئن بودى از آنكه بعضى صاحبان حق ، حصه خود را ببخشد و حد باطل شود ؟

--> [ 1 ] مقصوره مسجد : جاى امام از آن .